تبليغاتX
به یاد عهدمان ::

مرا عهدیست با جانان که تا جان در بدن دارم              بلاجویان کویش را چو جان خویشتن دانم

وقتي به سن تكليف رسیدی... 

وقتي به سن تكليف رسیدی...

وقتی کمی بزرگتر شدی و نه ساله شدی , خدای بزرگ و مهربان محبت و عنایتی را شامل حالت کرد که یکی از بزرگترین امتیازات توست نسبت به مردها , تو اگر بدانی نماز یعنی چه ؟ روزه یعنی چه ؟ حج یعنی چه؟ می فهمی که تو را برای چه امری انتخاب کردند.

نماز معراج مومن است , نماز ملاقات با پروردگار است , نماز یعنی نزدیک شدن انسان با تقوا به خدای عظیم و بلند مرتبه , محبوبترین اعمال است نزد خدا و آخرین وصیت پیامبران , نماز ستون دین ماست و نخستین چیزی که مورد حساب قرار میگیرد نماز است اگر قبول شد ما سوای آن هم پذیرفته است , نماز اجازه حرف زدن بنده حقیر است با خدای علی و عظیم . و اما روزه « الصوم جنه من النار» روزه سپری است در برابر آتش جهنم , رسول خدا صل الله علیه و آله فرمودند : آیا به شما خبر ندهم از چیزی که اگر عمل کنید شیطان به اندازه مشرق تا مغرب از شما دور شود ؟ عرض کردند چرا یا رسول الله " فرمود :روزه رویش را سیاه می کند و صدقه پشتش را می شکند و دوستی برای خدا و همدستی در کار خیر دنباله اش را قطع می کند و استغفار رگ قلبش را می برد و هر چیزی زکاتی دارد و زکات بدن روزه است .روزه روح اخلاص را در انسان پرورش می دهد و بهشت دری دارد به نام «ریان» (سیراب شده) که تنها روزه داران از آن وارد می شوند و عید انسان وقتی است که روزه و نماز او را قبول کرده باشند.

 عبادت اجتماعی و روح بخش حج که عامل تقویت دین است , خدا آدم و فرزندانش را مامور ساخت تا راه همین مکه را پیش بگیرند و برای حرکت به سوی آن ثواب قرار داد و آنجا را هدف حرکت در نظر گرفت , دلها از سرزمین های خشک و دور , از پرتگاه های راه های کوهستانها, از جزیره های دریاهای پراکنده عاشق کعبه است . به خاطر همین علاقه با نهایت تواضع رهسپار مکه می گردند اطراف خانه کعبه با خدا سخن می گویند هروله می روند (حرکت میان آهسته و سریع) به خاطر خانه خدا به سر و صورت و موی خود توجه نمی کنند و لباس های دوختنی را پشت سر ریخته اند ... که اینها در آزمایش بزرگ امتحان شدند , برسی آشکار و خالص یابی کامل است و خدا همه این کارها را سبب رحمت خود و رسیدن به بهشت قرار داده است.

همه این برکات و فضائل در نه سالگی بر تو تکلیف می شود , اگر دو نفر منتظر ملاقات با فرد بزرگی باشند, اگر یکی را زودتر بپذیرند مگر نه این است که به او بیشتر محبت کردند , خدای مهربان تو را حدود 6 سال زودتر از پسر به محضرش پذیرفته و اگر کمی فکر کنی متوجه عظمت این لطف الهی خواهی شد . وقتی خانم رضایی این جمله را میگفت در چشمانش اشک حلقه بست و لحظاتی ساکت شدند و بعد آنچنان از محبت ها و الطاف خداوند صحبت کردند که مرا نیز منقلب کرد . یاد جشن تکلیفی که برایمان گرفته بودند افتادم و حرف هایی که مادر ها می زدند .آه ! که چقدر از حقیقت دور بودم و چقدر قدر نشناس که اینهمه لطف خدا را به ظلم تعبیر می کردم خدای بزرگ و مهربانم که تاج افتخار بر سرم گذاشته بود و مرا به محضر خودش دعوت کرده بود , به من اجازه حرف زدن با خودش را داده بود, صبح و ظهر و شب وقت ملاقات حتمی به من داده بود,او که همه چیز است همه خوبیها و قدرت ها مال اوست به من که هیچم از خاکم چه داده است!

 

خدایا, محبوبم, معبودم, خدای مهربانم مرا ببخش که اینطور فکر می کردم...

 

|+|
نوشته شده توسط شاهد صبح در چهارشنبه بیست و چهارم مهر 1387 و ساعت 16:8
تو راحت باش 

 

 

 

تو راحت باش !

 

همان طوری که می دانی  تا وقتی دختر در خانه پدرش زندگی می کند مخارجش به عهده پدر است و همانطو رکه نماز ظهر وشب واجب است نفقه هم به عهده پدر واجب است د رحای که در مورد پسر اینطور نیست واز یک سنی باید خودش کسب معاش کند , به خانم رضایی گفتم :درست است با وجودی که من چند سال از برادرم بزرگتر هستم ولی مدتی است پدرم یکسره به او می گوید باید بروی سر کار و حتی او را دعوا می کند اگر بی خود در خانه نشسته باشد ولی تا به حال کسی این حرف را به من نزده و تصورش هم برایم مشکل است که یک روز به من بگویند برو سر کار و خرجی ات را خود در اور!

ایشان هم تاکید کردند و گفتند بله تا موقع ازدواج نفقه دختر بر ذمه پدر است حتی بعضی می گویند اگر دختری ازدواج کرد و طلاق گرفت بعد از طلاق هم باز نفقه اش بر عهده پدر می شود .

این هم یکی دیگر از امتیازاتی است که خدای مهربان برای زنها قائل شده است , او دوست ندارد تو که ریحانه هستی به خاطر کسب روزی که کارهای سخت وادار شوی و در محیط های مختلف وارد شوی . تو گلی هستی که سختی مشاغل نباید طراوتت را از بین ببرد , تو گلی هستی که شدت آفتاب و برودت سرما نباید به تو آسیبی برساند ,در حالی که پسر وقتی بالغ شد خودش باید مخارجش را بر عهده بگیرد حالا جوابم را بده ! کدام افضل هستند ؟ کدام یک را خدا بیشتر دوست دارد؟

تو بچه ای را که بیشتر دوست داشته باشی نمی گذاری خطرات متوجه اش شود مثلا حضرت یعقوب که شنیدی چقدر یوسفش را دوست داشت و او را از خود جدا نمی کرد و برادران با اصرار و حیله موفق شدند او را با خود ببرند د رحالیکه حضرت یعقوب می ترسید بلایی بر سر یوسفش بیاید تو هم محبوبه خدایی , تو هم ریحانه هستی و خدا و ائمه علیه السلام نمی خواهند تو برای کسب رزق به دست گرگ های جامعه بیفتی و در اثر مشقت های کار پژمرده شوی و با واجب کردن نفقه ات به عهده پدر, تو را از این همه خطر حفظ کردند و متاستفانه ما زنها  این لطف و محبت خدا را نادیده گرفتیم و به اسن آزادی و تمدن وارد مشاغلی شدیم که علی رغم تلیغاتی که عده ای می کنند ولی در حقیقت ضربه و ضرر به عفت زنهاست و با نهاد با ارزش خانواده ...

 

|+|
نوشته شده توسط شاهد صبح در یکشنبه شانزدهم تیر 1387 و ساعت 16:49
وقتی متولد شدی... 

وقتی متولد شدی...

 

آنقدر پیامبر اکرم صلی الله علیه وآله وسلم به حضرت فاطمه سلام الله علیها ابراز محبت و احترام می کردند که گاهی مورد سوال دیگران واقع می شدند ولی او که اسوه حسنه است او که الگوی کامل انسان است او که مظهر مهر و محبت پروردگار است توجهی به جهان آن زمان که متاسفانه در جاهلیت عصر جدید هم بسیارند ندارد و بلکه در سخنانی می فرماید :

 

«نعم الولدالبنات, ملطفات,مجهزات,مونسات مفلیات »

چه فرزند خوبی است دختر , هم پر محبت است هم کمک کار , هم مونس است و هم پاک و پاک کننده

« لا تکرهوا البنات فانهن المومنات فانهن المومنات الغالیت»

دختران را ناخوش ندارید زیرا آنها مونس های گران بهایی هستند.

 

« دختر حسنه است و پسر نعمت , حسنه ثواب دارد و نعمت حساب دارد»

در حدیث من کان بنات می فرماید : کسیکه صاحب سه دختر یا سه خواهر یا دو دختر یا دو خواهر باشد و به آنها علم و ادب بیاموزد به بهشت بشارتشان باد . وقتی رسول اکرم صلی الله علیه و آله وسلم این مطلب را بیان فرمودند مردی از اصحاب گفت : یا رسول الله دو دختر اشد هم ؟ حضرت فرمودند : بله دو دختر باشد هم , مرد دیگری برخواست و عرض کرد : یا رسول الله یک دختر باشد هم ؟ فرمودند :بله یک دختر باشد هم.

به رسول خدا سلی الله علیه وآله و سلم بشارت دادند که خداوند به شما دختری عطا فرمود؛ حضرت در چهره یاران نگریست و آنانرا خشنود نیافت , فرمود : شما را چه می شود ؟ شاخه ریحانی و گلی است که می بویمش و روزیش به عهده خداست و آن حضرت پدر دخترانی بود.

« مردی حضور پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله وسلم نشسته بود کسی آمد به او بشارت میلاد فرزندی را داد , مرد قیافه اش تغییر کرد , پیامبر صلی الله علیه و آله وسلم فرمود : چیست ؟ گفت خیر است . فرمود : بگو , گفت : موقع خروج از خانه همسرم دچار وضع حمل بود اینک خبر آوردند که دختر آورده است . پیامبر صلی الله علیه و آله وسلم فرمودند : زمین بارش را می کشد , آسمان سایه بر او می افکند , خداوند روزیش می دهد و دسته گلی است که تو می بویی .»

همچنین امام صادق علیه السلام فرمودند:

آنگاه که انسان دارای دختری گردد , خداوند ملکی را به سوی او می فرستد و بال خویش بر سر و سینه آن دختر می گستراند  ... و آن کسی که هزینه دختر را تامین می کند به او کمک می شود.

 

خدای مهربان و عزیز از همان آغاز تولدت تو را در آغوش مهر و محبت خویش قرار داده و اولیائش و در صدر همه رسول اکرم صلی الله علیه و آله وسلم با حرف و عمل , تولد تو را گرامی می داشتند . اگر هنوز هم افرادی پیدا می شوند که با افکار پوسیده خود تو را تحقیر می کنند اینها حسابشان از اسلام عزیز جداست.

|+|
نوشته شده توسط شاهد صبح در پنجشنبه بیست و سوم اسفند 1386 و ساعت 15:39
وقتی متولد شدی... 

وقتی متولد شدی...

 

و در قرآن حالات این مردم را اینطور بیان می کنند :

هرگاه به یکی از آنها بشارت دهند دختری نصیب تو شده صورتش ( از فرط ناراحتی ) سیاه می شود و مملو ار خشم می گردد !

و در جای دیگر :

از قوم و قبیله خود به خاطر بشارت بدی که به او داده شده متواری می گردد و نمی داند آیا او را با قبول ننگ نگه دارد, یا در خاک پنهانش کند , چه بد حکم می کنند !

این وضع مردم آن زمان بود نه تنها در عربستان بلکه سایر نقاط جهان هم دست کمی از آنجا نداشت تا اینکه اسلام ظهور کرد و پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله و سلم او که رحمه للعالمین است و شنیدی که از اعمال جاهلانه آن افراد چطور اشک می ریختند با رفتار عملی خود و سخنان خود نه تنها با این فکر جاهلی مبارزه کردند بلکه مولود دختر را گرامی تر از پسر معرفی نمودند . 

 

عجیب است در میان چنین مردمی پیامبر گرامی اسلام  و سلم با آن مقام و عظمت و قدرتشان به پیش پای حضرت فاطمه سلام الله علیها می ایستادند , خم می شدند دست دخترشان را می بوسیدند و به جای خود می نشاندنشان .

هرگاه پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله و سلم تصمیم به مسافرت می گرفتند آخرین کسی که به دیدارش می رفت حضرت فاطمه سلام الله علیها بود و هنگامی که از سفر بر می گشت اولین کسی که ملاقات می کرد فاطمه سلام الله علیها بود .

 

هنگامی که فاطمه سلام الله علیها خردسال بود رسول خدا صلی الله علیه و آله نمی خوابید تا اینکه صورت فاطمه سلام الله علیها را ببوسد و سرش را بر سینه فاطمه سلام الله علیها می گذاشت و برای او دعا می کرد , به او می گفت فداها ابوها پدرت به قربانت فاطمه جان , به او می گفت تو جان منی , پاره تن منی , ثمره قلب منی , هر کس تو را خوشحال کند مرا خوشحال کرده و هر کس تو را به غضب بیاورد مرا به غضب آورده .

 

                                                     ادامه دارد ... .

|+|
نوشته شده توسط شاهد صبح در پنجشنبه شانزدهم اسفند 1386 و ساعت 15:33
وقتی متولد شدی... 

وقتی متولد شدی...

 

یادت هست بهم گفتی در کودکی به خانه یکی از اقوامتان رفته بودی که از داشتتن فرزند دختر خیلی ناراحت بود ؟ این ناشآت گرفته از همان افکار جاهلی قدیم است.

 

« مردی خدمت پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم آمد و اسلام آورد , روزی خدمت حضرت رسید و سوال کرد : آیا اگر گناه بزرگی کرده باشم توبه من پذیرفته می شود ؟ فرمود : خداوند تواب و رحیم است , عرض کرد : ای رسول خدا ! گناه من بسیار عظیم است . فرمود وای برتو هر قدر گناه تو بزرگ باشد , عفو خدا از آن بزرگتر است .»

عرض کرد : اکنون که چنین می گویی بدان : من در جاهلیت به سفر دوری رفته بودم , در حالی که همسرم باردار بود , پس از چهار سال بازگشتم , همسرم به استقبالم آمد , نگاه کردم دخترکی در خانه دیدم, پرسیدم دختر کیست ؟ گفت: دختر یکی از همسایگان است !

 شب را با کمال ناراحتی خوابیدم , گاهی خواب می رفتم و گاهی بیدار می شدم صبح نزدیک شده بود , از بستر برخواستم و کنار بستر دخترک رفتم در کنار مادرش خواب رفته بود او را بیرون کشیدم و بیدار کردم و گفتم همراه من به نخلستان بیا .

او به دنبال من حرکت می کرد تا نزدیک نخلستان رسیدیم , من شروع به کندن حفره ای کردم و او به من کمک می کرد که خاک را بیرون بیاورم هنگامی که حفره تمام شد من زیر بغل او را گرفتم و در وسط حفره افکندم ...

در این هنگام دو چشم پیامبر اکرم (ص) پر از اشک شد ... سپس دست چپم را به کتف او گذاشتم که بیرون نیاید و با دست راست خاک بر او می افشاندم و او پیوسته دست و پا می زد و مظلومانه فریاد می کشید پدر جان ! چه با من می کنی؟

در این هنگام مقداری خاک به روی ریشهای من ریخت . او دستش را دراز کرد و خاک را از صورت من پاک نمود . ولی من همچنان قساوتمندانه خاک به روی او می ریختم , تا آخرین ناله هایش زیر قشر عظیمی از خاک محو شد ! در اینجا پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم در حالی که بسیار ناراحت و پریشان بود و اشکها را از چشم پاک می کرد فرمود: اگر نه این بود که رحمت خدا بر غضبش پیشی گرفته , لازم بود هرچه زودتر از تو انتقام بگیرد .

 

 

                                                                     ادامه دارد...

|+|
نوشته شده توسط شاهد صبح در سه شنبه سی ام بهمن 1386 و ساعت 14:27
دلايلي از قرآن 

اگر مطالب زن ريحانه خلقت را دنبال كرده باشيد آخرين مطلب ما به جايي رسيد كه محبت خدا به زنها بيشتراست و براي اين ادعا دلايل نقلي گفته شد و در اين صفحه دلايلي از قرآن را بيان خواهيم كرد.

دلايلي از قرآن :
آيات حيات بخش قرآن مجيد براي همه انسانها اعم از مردو زن نازل شده است و آنجايي كه مسائلي خاص زن يا مرد است خطابات مشخص است مثل احكام ارث و ازدواج و طلاق و ... و اگر بيشتر الفاظ قرآن مذكراست معنايش اين نيست كه زنان ار آن بي بهره اند بلكه چون از زبان پيامبر اكرم(ص) بوده اكثر الفاذ مذكر است و الا از واضحات است كه قرآن كتابي است براي همه انسانها چه زن چه مرد .

 در بين آيات قرآن دو آيه است كه براي ما زنها بسيار جاي تامل دارد ، وقتي خداي مهربان مي خواهد نمونه و الگويي از انسانها تاكيد مي كنم از انسانها بزند وقتي نمونه افراد خوب را مي خواهد مثال بزند حضرت مريم و همسر فرعون را نمونه و الگو معرفي مي كند و وقتي مي خواهد نمونه افراد بد را برايمان مثال بزند زن لوط و نوح را الگو مثال اهل كفر معرفي مي كند.
اينجا هم براي مثال و الگو زن را انتخاب مي شود . عزيزم ! حالا متوجه شدي كه خداي مهربان چقدر زن ها را دوست دارد ولي متاستفانه اكثر ما زن ها خودمان را خوار و خفيف مي پنداريم ، اگر تو جايگاه رفيع خودت را بشناسي و طبق آن راهي كه خدا و امام زمانت دوست دارد حركت كني ، آنجاست كه محبوبه خدا هستي ، محبوبه پيامبر اكرم (ص)و فاطمه زهرا سلام الله عليها هستي.

همان راهي كه حضرت مريم سلام الله عليها رفت و مثال و الگوي اهل ايمان شد در قرآن به اين عظمت يك سوره به اسم مريم اين خانم بزرگوار آمده است و حدود 34 بار از فضايل و نام او سخن به ميان آمده است ، ملائكه با او صحبت مي كردند و به او مي گفتند : اي مريم خداوند تو را برگزيده و پاك قرار داده است و بر تمام زنان جهان (در عصر خودت) برتري داده.
اين همه فضايلي كه خداوند به اين خانم اختصاص داده به اين خاطر بوده كه حضرت مريم بنده خوب خدا بود ، آنطور كه خدا مي خواست عمل مي كرد ، پاكي و عفت در وجودش موج مي زند ، با خداي تعالي مانوس بود و صحبتها مي كرد ، از عهده آن امتحان بزرگ الهي سرافراز بيرون آمد .

وقتي كه همه او را مورد تهمت قرار دادند از طرف خدا مامور به سكوت بود و زیر آن همه فشار لب باز نكرد و ثمره اين اطاعتش هم اين بود كه مورد لطف و كمك خداي تعالي قرار گرفت و اينطور عزتي را امروز پيدا كرده اند . اگر خداوند حضرت مريم را مثال انسان مومن در قرآن ذكر كرده است براي اين است كه ما هم همانطور شويم و همان راهي را كه ايشان رفت برويم .

 لابد مي گويي حضرت مريم دختر پيامبر بود و در محيطي مثل معبد بزرگ شده بود و تحت كفالت و سرپرستي حضرت زكريا كه يك پيامبر بوده رشد كرده ، بسيار خوب ! درباره حضرت آسيه چه مي گويي ؟ دختر پيامبر بود ؟ همسر پيامبر بود ؟! در مسجد به دنيا آمده بودو زندگي مي كرد ؟!  خودت مي داني كه نه تنها هيچ كدام از اينها براي او نبود بلكه همسر مردي بود به نام فرعون ، فرعوني كه در ظلم و جور نمونه اي است در قرآن ، فرعوني كه فرزندان پسر را در پيش روي مادرانشان ذبح مي كرد ، فرعوني كه مي گفت : انا ربكم الاعلي يعني من خداي شما هستم و محيط زندگي اين خانم هم همين كاخ بود و در جمع فرعونيان و نگاه كن در چنن موقعيتي چطور عظمتي پيدا كرد كه يكي از چهار زن نمونه عالم مي گردد و خدايي به آن عظمت در كتاب جاودان خود او را ياد مي كند و مثال اهل ايمان معرفي مي كند ، آنقدر با خدا مانوس بود و ارتباط داشت كه خدا از قول او مي گويد : آسيه به من گفت : خدايا ، براي من خانه اي در بهشت در جوار خودت بنا كن و مرا از فرعون و اعمالش رهايي بخش و مرا از اين قوم ظالم نجات بده .

 آنقدر نسبت به خداي تعالي معرفت و شناخت دارد كه مي گويد خانه اي نزد خودت در بهشت برايم بساز يعني خدا جانم ! آنجا هم تو را مي خواهم . حضرت آسيه طبق رواياتي به اندازه يك چشم به هم زدن به وحی الهی كافر نشد ، وقتي فرعون از ايمان حضرت آسيه مطلع شد سعي كرد او را از راه حق برگرداند ولي حضرت آسيه استقامت كرد و فرمود : من هرگز دست از ايمان خود بر نمي دارم فرعون آسيه را به چهار ميخ كشيد و او را عذاب كرد تا روحش به شاخسار جنان پرواز كرد و از اين جهت فرعون را در قرآن ذي الاوتاد ياد كرده اند وقتي آسيه را زیر تابش سوزان خورشيد شكنجه مي دادند فرشتگان صف كشيده و در برابر خورشيد قرار مي گرفتند و براي او سايه تشكيل دادند .

انسان در هر محيطي كه باشد با هر كس كه زندگي كند اگر مرتبط با خداي تعالي باشد و تحت اطاعت او ، محبوب خدا مي شود و خداي با آن قدرت و عظمت او را در آغوش مي گيرد و مورد لطف قرار مي دهد والعاقبه للمتقين اين زندگي محدود دنيا به زودي پايان مي پذيرد و زندگي جاودان آخرت شروع مي شود كه در آنجا اجر واقعي اعمال داده مي شود ، مطابق بعضي كتب حديث ، حضرت آسيه كه در دنيا همسر پست ترين افراد بود ، بر اثراستقامت و فداكاري به مقامي رسيد كه در آخرت همسر بهترين مخلوقات خدا يعني حضرت محمد صلي الله عليه و آله و سلم مي شوند و در جوار رب العالمین و در بهشتي كه عرض آن آسمانها و زمين است متنعم هستند .
اين دلايلي كه برايت آوردم نشان از كثرت محبت خداي تعالي به زن بود و اگر تو هم بخواهي محبوبه خدا شوي بايد همان كني كه خدا مي خواهد.

 

  اگر خواهی آری به کف دامن او

                           برو دامن از هر چه جز اوست برچین

 


 

|+|
نوشته شده توسط شاهد صبح در جمعه هجدهم آبان 1386 و ساعت 14:39
دلايل نقلي و دلايلي از قرآن 
دلايل نقلي :

هركس در صفات الهي بيشتر آينه خداوند باشد نزد خدا محبوبتر است و نزديكي زن به خداي تعالي در اين مهمترين صفات واضح است و لذا محبوبتر هستند براي خداوند.

البته باز هم برايت دلايلي مي آورم : رسول اكرم صلي الله عليه و آله و سلم فرمودند : من از دنياي شما سه چيز را انتخاب كردم زن،عطرو نور چشمم نماز . اول اين را بدان كه پيامبر اكرم صلي الله عليه و آله وسلم از روي هواي نفس صحبت نمي كنند و آنچه مي فرمايند وحي است و لذا انتخاب پيامبر اكرم صلي الله عليه و آله وسلم در بين عبادات نماز را انتخاب مي كنند، در ماديات عطر را و از بين انسانها زن را انتخاب مي كنند .

خيلي كوته فكري است اگر گمان كنيم كه ايشان روي جهات جنسي زن را انتخاب فرمودند ، خير باز هم تاكيد مي كنم كه انتخاب پيامبر صلي الله عليه و آله وسلم همان انتخاب خداست و اين انتخاب به خاطر وجود دو صفت عالي رحمانيت و ربوبيت است در زنها .

امام صادق عليه السلام نيز در اين باره فرمودند :

اكثر الخير في النسا ، يعني بيشترين خوبي در زنان است .

از اخلاق پيامبران دوست داشتن زنان است .

هرچقدر بر ايمان مرد افزوده شود محبتش به زنان افزايش مي يابد .

گمان ندارم مردي در ايمان خيري بيافزايد جز اينكه دوستي و محبتش به زنان بيشتر شود .

دلايلي از قرآن :

آيات حيات بخش قرآن مجيد براي همه انسانها اعم از زن و مرد نازل شده است و آنجايي كه مسائلي خاص زن يا مرد است خطابات مشخص است مثل احكام ارث و ازدواج و طلاق و... و اگر بيشتر الفاظ قرآن مذكر است معنايش اين نيست كه زنان از آن بي بهره اند بلكه چون از زبان پيامبر اكرم صلي الله عليه و آله وسلم و گاهي خطاب به پيامبر اكرم صلي الله عليه و آله وسلم بوده اكثرالفاظ مذكر است و الا از واضحات است كه قرآن كتابي است براي همه انسانها چه زن و چه مرد ، در بين آيات قرآن دو آيه است كه براي ما زنها بسيار جاي تامل دارد، وقتي خداي مهربان مي خواهد نمونه و الگويي از انسانها تاكيد مي كنم از انسانها بزند وقتي نمونه افراد خوب را مي خواهد مثال بزند حضرت مريم و همسر فرعون را نمونه و الگو معرفي مي كند و وقتي مي خواهد نمونه افراد بد را مثال بزند زن لوط و نوح را الگو مثال اهل كفر معرفي مي كند .

اينجا هم براي ما مثال و الگو زن انتخاب مي شود، عزيزم ! حالا متوجه شدي كه خداي مهربان چقدر زنها را دوست دارد ولي متاستفانه اكثر ما زنها خودمان را خوار و خفيف مي پنداريم ، اگر تو جايگاه رفيع خودت را بشناسي و طبق آن راهي كه خدا و امام زمانت دوست دارند حركت كني ، آنجاست كه محبوبه خداوند هستي ، محبوبه پيامبر اكرم صلي الله عيله و آله وسلم و فاطمه زهرا سلام الله عليها هستي .

                                       در همين صفحه ادامه دارد ...

 

 

 

|+|
نوشته شده توسط شاهد صبح در پنجشنبه بیست و پنجم مرداد 1386 و ساعت 4:14
محبت خدا به زنها بيشتر است 

خانم رضايي پرسيدند : مي دانستي كه خدا زنها را بيشتر دوست دارد ؟ با تعجب نگاه كردم و گفتم : تا به حال غير از اين فكر مي كردم يا حداقل فكر مي كردم به طور مساوي دوستمان دارد .ايشان گفتند پس خوب گوش كن :

 يكي بود يكي نبود ، غير از خدا هيچ كس نبود ، خدا اراده خلقت كرد و اولين چيزي كه خلق كرد نور و روح پاك چهارده معصوم عليه السلام بود و ارواح بقيه انسانها هم حدودا دو هزار سال قبل از آنكه بدن خاكي حضرت آدم خلق شود ، خلق شدند ، در طول اين مدت ارواح همه انسانها سر كلاسهاي زيادي درسهايي از قبيل خداشناسي و معارف حقه و اخلاقيات و تكامل روح ... فرا گرفتند ، به خاطر همين است كه خيلي چيزها را بدون اينكه كسي در دنيا به ما ياد داده باشد را مي دانيم ، مثلا از يك آدم فاسق هم اگر بپرسي ظلم و دروغ و خيانت خوب است يا بد مي داند كه بد است حتي اگر تا به حال كسي به او چيزي نگفته باشد ، خلاصه اين كلاسها تمام شد و نوبت امتحان رسيد و اينجا بود كه خداي تعالي اراده خلقت بدن را براي انسان نمود و قرار شد لباسي از جنس خاك به انسانها داده شود ، اين لباس به دو شكل كلي يعني يك سري به شكل بدن زن و يك سري به شكل بدن مرد تهيه مي شود البته در طرحها و رنگ هاي مختلف و اين لباس وسيله و مركبي است كه انسان بر آن سوار شده تا از پل دنيا عبور كرده و امتحان دهد .

حقيقت انسان روح اوست و ارزش انسانها هم به روحيات و صفات روحي آنهاست چنانچه در آيات قرآن ملاك فضيلت و برتري علم و تقوي مطرح شده است نه زن يا مرد بودن يا سفيد و سياه بودن !

بدن انسان كه از خاك و آب و بعد هم نطفه و علقه و ساير مراحل تكامل در رحم ايجاد مي شود و بعد از تولد مدتي عمر مي كند و دوباره هم خاك مي شود ؛ اما روح انسان و در واقع خود انسان روحي است كه خداي با آن عظمت آنرا به خودش نسبت داده است و روح را از عالم مر و ملكوت مي داند ، تا اينجا كه برايت گفتم واضح شد كه خداي تعالي ارواح همه انسانها را مساوي خلق فرموده البته به جز روح با عظمت ۱۴ معصوم عليهم السلام و جنس خلقت بدني همه انسانها يكي است و مي تواني به تفاسير مربوط مراجعه كني و ملاك برتري و فضيلت منحصرا در روحيات و ايمان و عمل صالحي است كه افراد انجام مي دهند اعم از زن و مرد .

بعد از تعليمات عالم ارواح قرار شد كه اين ارواح در بدن هايي وارد شوند بعضي در قالب زن و بعضي در قالب مرد ، كساني كه در دو درس بسيار مهم نمره عالي را آورده بودند در لباس و بدن يك زن وارد شوند و آن دو درس ، درس رحمانيت و ربوبيت پروردگار است .

مهمترين صفات پروردگار ، صفت رحمانيت و رحيميت است ، در آغز هر سوره بسم الله الرحمان الرحيم مي گوييم و در نمازهاي يوميه نزديك سي بار خدا را با اين دو نام مي خوانيم و بيشترين صفتي كه پروردگار با آن معرفي شده است اين دو صفت است و آنچه از روحيات زن آشكار است در مرحله اول همين محبت و رقت قلبي است كه در عالم قبل اين صفات بزرگ الهي را در خود متبلور نموده و لذا خداي تعالي او را به شكل زن خلق فرموده است و اين يكي از امتيازات زنها بر مردهاست كه در اين دو صفت عالي به خداوند نزديكتر هستند .

 دومين درسي كه زنها در آن عالم نمره بالاتري را كسب كردند درس ربوبيت بود ، يعني مربي بودن، خداي تعالي رب العالمين است زن رب فرزندانش و رب انسانها ، انبيا و ائمه عليهم السلام مربي هستند زن هم مربي است و اين صفت هم امتياز ديگري بود براي زنها كه به جهت نزديك بودن در اين دو صفت به خداي تعالي اين ارواح در بدن زن خلق شدند و مي بيني كه حتي خلقت ظاهري زن و خصوصيات او مناسب تربيت فرزند است و از آنجايي كه اثر بخش ترين تربيت ها ، تربيت از روي محبت است، زن به حهت دارا بودن صفت عالي محبت مي تواند مربوب خود را به نحو احسن تربيت كند يعني از روي محبت .

                                                                                                    ادامه دارد ...

دوستان خوبم در همين صفحه دلايل نقلي و دلايلي از قرآن را به زودي مطرح مي كنم . در ضمن تمام مطالبي كه در اين وب لاگ مطرح مي شود عينا از آيات و روايات استخراج شده است .

 

|+|
نوشته شده توسط شاهد صبح در سه شنبه نهم مرداد 1386 و ساعت 5:42
دومين ملاقات 

آماده حركت شدم ، از دور درخشش گنبد طلايي حضرت معصومه سلام الله عليها پيدا بود، بار ديگر در دل از ايشان كمك خواستم و با قدم هاي محكم به طرف خانه خانم رضايي حركت كردم .

ايشان با استقبال خيلي گرمي مرا به اتاقي راهنمايي كردند كه جز در كتابخانه ها تا به حال اينهمه كتاب نديده بودم ، اتاق بزرگي بود كه اطراف آن قفسه هاي بزرگي بود كه با سليقه خوبي كتابها در آن چيده شده بود ، با اشتها به كتاب ها نگاه مي كردم كه ايشان با يك ليوان شربت وارد شدند ، پرسيدم آيا شما از اساتيد دانشگاه هستيد ؟ گفتند : نه ، پرسيدم : لابد اينهمه كتاب متعلق به همسرتان است ! گفتند : هر دو استفاده مي كنيم ، بيشتر اينها را وقتي در خانه پدرم بودم تهيه كردم و بعضي را هم البته ايشان تهيه كرده است .

خانم رضايي با مهرباني خاصي كمي از خودشان برايم گفتند و در همين چند برخوردي كه با ايشان داشتم ، متوجه شدم كه خيلي خوش اخلاق هستند ، اهل معنويات هستند ، علمشان خيلي زياد است .در فقه مجتهد بودند و به زبان عربي تسلط كامل داشتند، زياد اسم امام زمان عليه السلام را به ميان مي آوردند ، بيشتر قرآن را حفظ بودند و از طريق اينترنت كارهايي براي شناساندن امام زمان عليه السلام و تبليغ اسلام انجام مي دادند و خلاصه خيلي خوشحال بودم كه با چنين خانمي آشنا شده ام .تعدادي از سوالاتم را روي برگه اي نوشته بودم ، خانم رضايي نگاهي به سوالاتم كردند و گفتند : قبل از اينكه راجع به اينها صحبت كنيم بگذار اول تكليف يك چيزي را معلوم كنيم !

گفتم بفرماييد من سراپا گوشم؛ خنديدند و گفتند: ببين اگر براي جواب سوالاتت با استدلالات دانشمندان غير مسلمان و فلاسفه و حرفهاي كساني كه عنوان دفاع از حقوق زن را يدك مي كشند قانع مي شوي با اينكه من حرفهاي اينها را مي دانم ولي برايت نمي گويم دليلش هم اين است كه نظريات اين آدمها متكي به افكار خودشان است و كلي غلط و اشتباه دارد و نتيجه استفاده از نظريات اين افراد هم بارز است ، اگر يك نگاهي به وضع زن در اين حوامع بياندازي مي بيني كه تا چه حد به اسم آزادي و حقوق زن مقام او را تنزل داده اند ،  اگر آمار جرم و خشونت عليه زنان ، ديدابزاري و كالاگونه نسبت به زن و كانون خانواده و نقش زن و مادر را در اين كشور ها كه اسم متمدن و پيشرفته هم برويشان گذاشته شده را ببيني برايت واضح مي شود و به قولي آن چيز كه عيان است چه حاجت به بيان است !

و گفتن حرفها و نظريات آنها جز سردرگمي چيزي به همراه نمي آورد ، چرا ما كه مسلمان هستيم و قرآني داريم كه‌ تبيان كل شي و مربيان با عظمتي داريم كه معدن علم و حكمت خدا هستند بايد به حرفهاي اينها توجه كنيم !؟ دين ما كامل است و من انشاء الله هدف از خلقت زن و نقش و وظيفه او و جايگاه او را از آيات قرآني و سخنان معصومين عليه السلام برايت بيان مي كنم كه حرف حق و راه حق يك راه بيشتر نيست و آن صراط مستقيم است ، به ايشان گفتم تمايل قلبي من هم همين بود كه از راه صحيح و به دور از هر گونه افراط و زياده روي آنچنان كه جنبش هاي فمينيستي و انجمن هاي اينچنيني مي پندارند و بدور از هرگونه تسامح و تفريط آنچنان كه خيلي از زنان باور دارند كه كسر و نقصي دارند ، فقط نظر خداي عزيز و امام زمانم و دينم را بدانم . ايشان هم تاييد كردند و بعد از مدتي جواب سوئالاتم را پيدا كردم و متوجه محبت هاي خداي عزيزم شدم كه اگر مايل باشيد براي شما هم مي گويم و اميدوارم براي شما هم راه گشا باشد .

                                                                      ادامه دارد ...

 

|+|
نوشته شده توسط شاهد صبح در پنجشنبه بیست و یکم تیر 1386 و ساعت 12:2
شروع ارتباط 

كاغذي كه شماره تلفن رويش نوشته شده بود را نگاه مي كردم بلاخره گوشي را برداشتم و شماره را گرفتم ، دختر بچه اي جواب داد ، پرسيدم خانم رضايي هستند ؟ با ادب زيادي از من تقاضا كرد كه كمي صبر كنم ، بعد از مدتي ايشان آمدند وقتي اسمم را گفتم فورا شناختند و احوال پرسي گرمي كردند با حالت شوخي بهم گفتند : بلاخره جواب هايت را پيدا كردي يا نه ؟ گفتم : براي همين مزاحم شدم بلكه به نتيجه اي كه مي خواهم برسم .

خانم رضايي گفتند: همسرم روز ها سر كار است و در خانه نيست ، دختر كوچكي دارم كه معمولا بعد از ظهر ها مي خوابد اگر دوست داري در آن ساعت ها بيا منزل ما كه وقت مناسبي است براي اينكه بيشتر با هم صحبت كنيم من هم قبول كردم و بعد از اينكه آدرس را دادند فهميدم چقدر نزديك خانمان هستند و قرار اولين ملاقات را با هم گذاشتيم در ضمن ايشان خيلي از من تعريف كردند كه اهل تحقيق هستم و بي تفاوت از كنار مسائل نمي گذرم و براي رسيدن به حقيقت تلاش مي كنم و بهم گفتند كه بلاخره جوينده يابنده است،  خيلي تشكر كردم و روز شماري كردم كه به ديدنشان بروم ...

                                                                                                  ادامه دارد ...

|+|
نوشته شده توسط شاهد صبح در چهارشنبه سیزدهم تیر 1386 و ساعت 3:37
آشنايي با يك دوست 

از آنجايي كه خانه مان در شهر مقدس قم بود، يك روز به حرم حضرت فاطمه معصومه سلام الله عليها رفتم و به ايشان متوسل شدم و شديدا خواهش كردم كه كمكم كنند . آخر من هم زن بودم بايد مي فهميدم كي هستم ، براي چي خلق شدم و بايد چه كار بكنم .

يك گوشه خلوت حرم نشسته بودم و به عظمت و بزرگي حضرت معصومه سلام الله عليها فكر مي كردم ، ده ها امام زاده در شهر قم مدفونند ، بعضي در نسب مثل ايشان فرزند امام هستند مثل حضرت علي بن جعفر عليه سلام يا حتي خارج از قم خواهران و برادران امام رضا عليه السلام در نقاط ديگري مدفونند مثل جناب امام زاده صالح در تهران يا جناب حمزه در شهر ري و ... پس چرا اينقدر حضرت معصومه سلام الله عليها عظمت و شكوه دارد؟

 بعد از مشهد دومين شهري است كه زائران از همه جا براي زيارت اين بانوي بزرگوار مي آيند ، خانمي كه شيعيان به شفاعت ايشان به بهشت مي روند (بحار الانوارـج ۶ـص ۲۲۸ )  و ثواب زيارتش بهشت است (عيون الاخبار رضاـ ج ۲ـ ص ۶۶ )  بلكه زيارتش مثل زيارت حضرت فاطمه سلام الله عليها است ( داستان شايستگان ـ ص ۲۶۵ ) زوار مثل پروانه به دور حرمشان مي گشتند ، بارها ديده بودم كه علما به زيارتشان مي آيند و سر به آستانشان مي سايند آخر بيهوده سخن به اين درازي !

 مي دانستم كه راه را درست آمده ام ، دلم پر شده بود از محبت حضرت فاطمه معصومه سلام الله عليها همينطور كه نشسته بودم و ملتمسانه ضريح ايشان را نگاه مي كردم خانمي آمدند كنارم و مشغول خواندن نماز شدند ، بعد از نماز به من سلام كردند و پرسيدند تسبيح داريد ؟ گفتم ندارم ولي براي اينكه كمكشان كنم بلند شدم و جعبه مهر ها را گشتم و بلاخره يك تسبيح پيدا كردم و بهشان دادم ، خيلي تشكر كردند و بعد از تمام شدن ذكرشان رو به من كردند و اسمم را پرسيدند و با حالت جالبي گفتند : در خانه اهل بيت كه انسان بيايد بي جواب بر نمي گردد، فورا گفتم اتفاقا من هم نشستم اينجا تا بلاخره جواب سوالاتي كه مدت هاست ذهنم را مشغول كرده بگيرم ، مي خواهم بدانم من براي چه خلق شدم ، زن بودن نقص است، چه كار بايد بكنم و اين حرفهايي كه راجع به زن ها گفته مي شود حق است يا نه ، بغض گلويم را گرفته بود و ساكت شدم .

ايشان روي يك كاغذ اسم و شماره شان را نوشتند و به من دادند و گفتند راجع به اين موضوعي كه گفتي من خيلي تحقيق كردم اگر دوست داشتي تماس بگير با هم صحبت كنيم و خداحافظي كردند و رفتند ، كمي دلم آرام گرفت از حضرت معصومه سلام الله عليها تشكر كردم و تصميم گرفتم تا از راهنمايي ها ي اين خانم استفاده كنم .            

                                                                                    ادامه دارد ... 

 

|+|
نوشته شده توسط شاهد صبح در شنبه دوم تیر 1386 و ساعت 11:45
خاطرات تاريك 

درونم پر از شادي و سرور بود، چادر سفيد و قشنگي را كه تازه برايم دوخته بودند را به آرامي درون كيفم گذاشتم و آماده حركت شدم. وقتي وارد سالن شدم بقيه دوستانم هم آنجا بودند، كمي دلم ضعف مي رفت ، آخر اين اولين ماه رمضاني بود كه روزه مي گرفتم ، منتظر شروع نماز بوديم، مرضيه كنارم نشسته بود.پرسيدم:روزه هستي؟ديدم بغض گلويش را گرفت و گفت مادر و پدرم نمي گذارند من روزه بگيرم و مرا دعوا مي كنند،درست متوجه نشدم صداي تكبير نماز هم بلند  شد و همه ايستاديم، چقدر اين نماز برايم شيرين بود! جشن تكليف با شكوهي برايمان گرفته بودند و بعد از نماز به همه بچه ها يك جلد قرآن و جانماز هاي زيبايي هديه دادند.

من و دوستانم كنار هم نشسته بوديم و مادر ها هم روبه روي ما بودند و حسابي با هم گرم گرفته بودند،چيزهايي مي گفتند كه من نمي فهميدم ، يكي مي گفت: اين بچه هاي بيچاره چه گناهي كرده اند كه در اين سن بايد نمار بخوانند و روزه بگيرند ، اون يكي مي گفت : من كه نمي گذارم روزه بگيرد بچه ام لاغر مي شود! يكي ديگر مي گفت: همه جا به اين زن ها ظلم شده ،زنها بدبخت هستند و هرچه گرفتاري است مال ما زنهاي بيچاره است ...

بيرون سالن مشغول خداحافظي بوديم كه ديدم چشمهاي شبنم اشك آلود است . خواستم علتش را بپرسم ديدم مادرش با تندي گفت : شبنم زود باش در آور ! بايد برويم و شبنم هم با خجالت چادرش را درآورد و همينطور كه مادرش موهاي شبنم را مرتب مي كرد زير لب غرغر مي كرد كه چرا ما بايد اين همه خودمان را بپوشانيم ، هرچه آزادي است مال اين مردهاست ...

يك روز با مادرم به ديدن يكي از بستگان كه تازه بچه دار شده بود رفتيم ، مريم خانم خوابيده بود و آرام آرام گريه مي كرد مادرم هم او را دلداري مي داد . من مشغول بازي با كوچولوي قشنگ بودم كه ديدم سر و صدايي مي آيد . مريم خانم با اضطراب بلند شد و همين وقت علي آقا با چهره برافروخته وارد اتاق شد و فرياد زد : مگر نگفته بودم اگر اين بار هم بچه دختر باشد حقي نداري بيايي خانه ! و بلاخره با وساطت مادرم اوضاع كمي آرام شد .

اين خاطرات و خيلي حرفهاي ديگر هميشه در ذهنم بود ، خيلي از دوستانم از اين زن هستند ناراحت بودند و آرزو داشتند كه مرد خلق مي شدند، اين جملات آشناي گوشم بود : زن ضعيف است، به زن ظلم شده است، زنها كم عقل هستند ، زن را چه به علم و دانش، خدا مردها را بيشتر دوست دارد ، هرچه بدبختي است مال اين زنهاست و... پاسخ به اين تاريكي هاي ذهنم مدتها وقت مرا مشغول ميكرد ، اين چيز ها راجع به زن در دلم نمي نشست و با خودم مي گفتم : من خداي عزيز و مهربان را خيلي دوست دارم ، خودش در قرآن فرموده كه به اندازه شكاف هسته خرما به كسي ظلم نمي كند (سوره اسراءـ آيه ۷۱)پس چرا اين نسبت ها را به خداي عزيزم مي دهند ، آيا دختر ارزش كمتري نسبت به پسر دارد ؟ آيا ۹ ساله تكليف شدن دختر ها ظلم به آنهاست ؟ آيا حجاب سلب آزادي و ظلم به زن است ؟ آيا زنها نمي توانند به كمال برسند؟ آيا زن نصف مرد ارزش دارد كه ارث او نصف مرد است و ديه او نصف ديه مرد؟ آيا چون نفقه زن معمولا به عهده كس ديگري است او استقلال ندارد ؟ من به عدالت و محبت خدا ايمان داشتم تصميم گرفتم نهايت كوششم را بكنم تا جواب سوالاتم را پيدا كنم .

دست از طلب ندارم تا كام من برآيد

                                يا تن رسد به جانان يا جان ز تن برآيد

 

 

 

|+|
نوشته شده توسط شاهد صبح در سه شنبه یازدهم اردیبهشت 1386 و ساعت 6:8
مقدمه زن ريحانه خلقت 

مقدمه :

شاید بعضی از شما وقتی به عنوان مقاله برخوردید فکر کردید اینکه زن، ریحانه ی خلقت است تعبیری غلو آمیزدرباره ی اوست  مخصوصا که نویسنده  مقاله  زن باشد واز روی تعصب زنانه مطالبی را نوشته باشد ؟

همین جا خیال این عده را راحت کنم که اگر یک نگاهی به صفحات بیاندازید کمتر صفحه ای را میبینید که پاورقی نداشته باشد. چندین سال روی مطالب این مقاله تحقیق شده وبا مطالعه ی صدها کتاب سعی کردم همه ی مطالب مستند و با استفاده از آیات قرآن مجید و روایات صحیح باشد.

بنابراین با خاطری آسوده مطالعه کنید و روی مطالب فکر کنید.

مخصوصا خطابم به خانومهای عزیز است ؛ زندگی فقط خوردن و خوابیدن، خوب پوشیدن،ازدواج کردن ، بچه دار شدن،ُ نوه دار شدن و بعد هم مردن نیست؟ بالاخره ما نباید بفهمیم از کجا آمده ایم، برای چه هدفی در این دنیا هستیم؟۱ و به  کجا میرویم؟چرا خدای تعالی ما را در کسوت زن آفریده؟وظیفه و نقشی که خدای مهربان از زن دارد چیست؟

این مقاله را خوب مطالعه کنید، امیدوارم که جواب سئوالات فوق را پیدا کنید و راهی باشد تا افکار خود را ارتقاع بخشیم و دریچه ای به سوی شناخت حقایق و معارف باشد.

 


۱.منقول از حضرت علی (علیه السلام) :

خدا رحمت کند بنده ای را که بداند از کجا آمده، برای چه آمده و به کجا خواهد رفت.

                                                                                         رساله ی حقوق امام سجاد (علیه السلام)

|+|
نوشته شده توسط شاهد صبح در دوشنبه بیستم فروردین 1386 و ساعت 15:52